
وسعت دلتنگی هایم به اندازه ی همه ی راه های نرفته و جاهای ندیده است و از همین روست که بخشی از این اندوه را از پس هر سفری از دست می دهم اما....
کو تا پایان دلتنگی؟؟؟
کو تا پایانِ نوردیدن همه ی راه ها و دیدن همه ی جایها؟؟؟
و اگر چه مرگ حقیقتی است تلخ ( تلخ؟ ) و همین حقیقت تلخ یا شیرین، به یاد می آورد که فرصت اندک است و جای بسیار ندیده و راه بسیار نرفته مانده. پس تا مجال نفس هست، بایستی در پیچ و خم کوه ها و دره ها نفس نفس زد تا آن دم که از نفس افتاد!
برچسب: راههای نرفته,راههای رفته و نرفته,
نویسنده: هلیا کوهی